Chapter⁹

پریچهر ها من این فلش بکا و متاسفانه خیلی دارم طولانی میکنم و دیگه حس میکنم بجای اینکه توی داستان باشیم داریم توی فلش بک سیر میکنیم.
اینجاشو خلاصه میگم دیگه ببینید:
بعد از اینکه تیلا تصادف کرد به بدنش که خب قطعا ضربه وارد شد ولی به سرش یه آسیب جزئی وارد شد ولی همون آسیب جزئی هم کار خودشو کرد و باعث شد اسم و قیافه‌ی این افرادو فراموش کنه(ببخشید خیلی مسخرس که تصادف کنی ولی فقط یکسری چیزا رو که از قضا مهمه یادت بره😅)

۱-اسم و قیافه ی داداشش
۲ـاسم و قیافه ی مامانش
۳-اسم و قیافه ی اون پسره که توی باشگاه بود و داداش تیلا ازش خوشش اومده بود که میشه پسر صاحب اون باشگاه
(نکته: اینارو حتی اگه ببینه هم یادش نمیاد شون)

(فلش بک به زمان حال)
--------------------
نفهمیدم چطور اومدم دم خونه قبلیمون و به در حیاط تکیه دادم ،کلید داشتم ولی نمی‌خواستم برم تو میدونستم اگه برم تو بوی عطر داداشم که هنوز توی خونه اس میخوره توی صورتم و سرم شدیداً درد میگیره

( یه نکته دیدین وقتی یه عطری که قبلاً داشتینش رو بو میکنید میبرتتون به همون دوران و انگاری دارین دوباره تو همون لحظه زندگی میکنین اینم همونو میگه اون بو میخواد اونو بکشونه به اون دوران ولی ضربه ای که به سرش وارد شد همچین اجازه ای رو نمیده و این آمیگدالش و ضربه هه تداخل کاری دارن و این سرش شروع می‌کنه به درد گرفتن)
گوشیمو برداشتم که ساعتو نگاه کنم که دیدم ساعت هشت و ربعه!
هین بلندی کشیدم و سریع بلند شدم و اشکامو پاک کردم و تند تن. سمت مسافرخونه دوییدم
به محض اینکه پامو گذاشتم تو یهو یکی منو محکم منو چسبوند به دیوار که دیدم هانسله

داشت با یه دستش منو خفه میکرد و یهو عربده کشید: تا حالا کدوم قبرستونی بودی هر″زه؟

دیگه حوصله ی این یکی رو نداشتم گذاشتم هر کاری دلش میخواد بکنه که یهو علم داد و من افتادم زمین ولی صدام درنیومد،خفه بودم فقط و فقط بغض داشتم که یهو شروع کرد به لگد زدن به پهلوهام و دلم ولی آخمم در نمیومد با وجود اینکه امروز به اون نواحیم خیلی ضربه وارد شده بود
بعد چند تا لگد خودشم خسته شد و افتاد زمین یهو با گریه غرید بهم نگاه کرد و گفت:ا....اصلا می‌دونستی م...مامان یک ساعت پیش سکته کرد؟

اینو که گفت یه آن نفسم بند اومد سریع اومدم پاشم که زیر دلم درد شدیدی گرفت اومدم جیغ بکشم که نتونستم فقط سریع بلند شدم و پله ها رو با نفس نفس و ناله و لنگ زدن طی کردم
دیدگاه ها (۰)

chapter ¹⁰

Chapter¹¹

chapter ⁸

Chapter ⁷

بین دو دنیا p5

درمانکر عشق. فصل دوم. پارت۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط